یک فنجان حرف تازه دم....
  
 یادداشت های بی وقت
 
خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386
رنگین کمان

ابر چشمهایم سوراخ می شود.باکی ندارم ، که

زیر باران ایستاده ام

که به عابران می گویم  تَری ِباران است.

دوباره نوبت امتحان من رسیده است و حیف که به تو قول داده ام تا آخرین قطره،خیس شوم.کاش زبانم می شکست و قول نمی دادم اینبار!

صاحب رنگین کمان!

به خودت سوگند که بارها و بارها حرف مرا نشنیده گرفته ای....عجبا اینبار که شنیدی،این سوگند دارد گند می زند به زندگی ام!

نمی دانم خودم را گول می زنم یا دلداری می دهم....نمی دانم.ولی زمزمه می کنم:<رنگین کمان،از آن ِ کسیست که تا آخرین قطره،زیر باران ایستاده است>

  

 


 
شنبه 10 آذر ماه سال 1386
یک مشکل کوچک

این سکوت سرد و استخوان سوز نیمه شب،جان می دهد برای نشستن کنار شومینه

و این شعله های زبان دراز ودریده شومینه،دل دل می کند برای سوزاندن کاغذ های شعرآگین

و این کاغذ های چشم سفید که هنوز بیدارند و پایشان را گذاشته اند روی میز،تنشان می خارد برای سیاه شدن و خط خطی شدن

همه چیز مهیاست.....

فقط یک مشکل کوچک وجود دارد و آن اینکه:

 من سالهاست که دیگر شعرم نمی آید!!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 9779


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها